اصفهان تنهاست، شاه دژ تنهاتر

به گزارش اکسپرس بلاگ، خبرنگاران/اصفهان یادمان های تاریخی ملت ها، سرشار از پیغام روزگار گذشته، شاهد زنده سنت های کهن ایشان است که تا به امروز باقی مانده اند. این نخستین جمله منشور ونیز؛ منشور بین المللی حفظ یادمان های تاریخی است که در سال 1964 در دومین کنگره بین المللی معماران و کاردانان فنی یادمان های تاریخی تدوین شد زیرا دنیا روزی به این نتیجه رسید که مردم بیش از پیش به وحدت ارزش های بشری آگاهی می یابند و یادمان های باستانی را میراثی همگانی می دانند و برماست که این میراث را در اصیل ترین حالت به نسل های آینده تحویل دهیم.

اصفهان تنهاست، شاه دژ تنهاتر

به گزارش اکسپرس بلاگ، 52 سال پس از تدوین منشور ونیز در اصفهان هنوز جدال بناهای تاریخی و مدیران شهری داستان غم انگیزی است که هر روز در گوشه ای از این شهر تکرار می گردد این بار شاه دژ قلعه ای باستانی بر فراز کوه صفه پس از 1400 سال از تاریخ اصفهان پاک می گردد، در حالی که به گفته کارشناسان می توانست فرصت گرانبهایی برای حفظ هوّیت باستانی ـ تاریخی و الگویی کم نظیر از احترام به حریم تاریخی و گردشگری اصولی برای بازدید از بناهای باستانی در محل ارتفاعات باشد.

تعرض مدیران شهری به بناهای تاریخی در اصفهان بی سابقه نیست، تخریب شبانه حمام خسروآقا، حفاری در منطقه تاریخی میدان کهنه پیش از انجام حفاری های باستان شناسی برای ساخت زیرگذر و میدان امام علی(ع) که به نام نوسازی انجام شد درحالی که بسیاری از باستان شناسان مخالف این حفاری بودند، داستان پرماجرای عبور مترو از چهارباغ عباسی که هنوز ادامه دارد، حمام تاریخی حاج کاظم که چندی پیش به عنوان عدم تعیین نبودن مکان آن در نقشه های شهرداری تخریب شد! تخریب های تخت فولاد که هنوز ادامه دارد و چندین مثال دیگر، داستان شهری است که اگرچه ظل السلطان را تاب آورد اما انگار چاره ای برای لودرها و سودجویی های بعضی مدیران ندارد.

اگر روزی استانداران در مقابل توسعه طلبی مدیران ایستادگی می کردند و دستور توقف ساخت خیابان آقانورالله نجفی را می دادند شاید خالی از انصاف نباشد که بگوییم امروز اصفهان تنهاست! و شاه دژ تنها تر...

در همین رابطه اکسپرس بلاگ منطقه اصفهان گفت وگویی نموده با دکتر علی شجاعی اصفهانی، باستان شناس که در رساله خود به نقش هجده نمونه از قلاع و استحکامات کوهستانی در حفاظت از مراکز جمعیتی و راه های ارتباطی واقع در دشت اصفهان و ارتباط این بناها و راه ها با یکدیگر پرداخته است. وی که مدت ها در ارتفاعات و دره های کوه صفه جستجو نموده و یافته های قابل توجهی بدست آورده است معتقد است به منظور جذب گردشگر اتفاقات بسیار بدی در شاه دژ افتاده است و این معضل در بسیاری از دیگر مکان های تاریخی و طبیعی، نیز دیده می گردد در حالی که در حالت اصولی، بازدید عمومی از مکان های تاریخی آخرین مرحله در مدیریت بناها است.

آنچه در زیر می خوانید گفت وگوی اکسپرس بلاگ با این باستان شناس است:

ارزش فرهنگی و اجتماعی شاه دژ چیست؟

از نظر قدما یکی از شاخص های مهم برای شهر اصفهان وجود ارتفاعات در اطراف آن و به ویژه کوه صفه است که اگر بخواهم ساده تر بگویم اهمیت آن ها را با رودخانه زاینده رود در حفظ حیات اصفهان یکی می دانستند. یعنی برای آن ها نه تنها رودخانه که کوه ها و به طور خاص کوه صفه در حیات و امنیت شهر نقش داشته¬اند. این کوه به واسطه موقعیت خاص خود صندلی ویژه ای دارد، تا آنجا که از دوره های مختلف در آن آثار وجود دارد و می توان گفت چکیده تاریخ اصفهان در آن قابل مشاهده است. اثبات آثار مربوط به دوره ساسانی در کاوش های قلعه شاه دژ با توجه به اطلاعات اندک ما از اصفهان قبل از اسلام یکی از ویژگی های خاص این قلعه است. در دوره اسلامی نیز با تغییراتی که در شهرهای اصفهان رخ می دهد اهمیت این قلعه دو چندان می گردد و شواهدی قابل توجهی در نوشته های تاریخی و در بخش های مختلف کوه قابل ردیابی است، از جمله شورش هایی که برای سرنگونی امویان در قرن دوم هجری اتفاق افتاده یا ساخت کاخ هزار جریب و تخت سلیمان در دوره صفوی در دامنه آن. در دوره ملکشاه بزرگ ترین سلطان سلسله سلجوقیان، کوه صفه بیشترین اهمیت را پیدا می نماید و استحکامات آن گسترش می¬یابد و نام شاه دژ برای آن انتخاب می گردد.

می توان گفت شاه دژ به دلیل وجود مستنداتی از دوران های مختلف، اهمیتی شبیه مسجد جامع دارد؟

از این نظر که در هر دو محوطه آثار دوران مختلف قابل مشاهده هستند مقایسه جالبی است با این تفاوت که در مسجد جامع برای چندین سال مطالعات مفصل باستان شناختی و تاریخی اجرا شده و منتشر شده، اما در کوه صفه به غیر از آنالیز آقای دکتر میناسیان، کاوش خانم دکتر سعیدی و یکی دو آنالیز مختصر، مطالعه دیگری انجام نشده است و انتشارات اندکی در رابطه با آن است.

در حال حاضر بخشی از شاه دژ توسط سازمان نوسازی شهرداری اصفهان حفاری و به گفته مسئولان با نظارت میراث فرهنگی مرمت می¬گردد. نظر شما در خصوص صلاحیت این گروه و عملکردشان چیست؟

متاسفانه به منظور جذب گردشگر اتفاقات بسیار بدی در این محل ارزشمند اتفاق افتاده و این معضل در بسیاری از دیگر مکان های تاریخی و طبیعی، دیده می گردد. در حالت اصولی، بازدید عمومی آخرین مرحله به شمار می آید. یعنی تا زمانی که ما اطلاعات کافی از محوطه در دست نداریم حضور گردشگر آن هم به صورت انبوه نتیجه ای جز تخریب نخواهد داشت! در رابطه با کوه صفه نیز اطلاعات ما بسیار اندک است، در آنالیز مقدماتی که بنده انجام دادم تعیین شد که قلعه و عناصر وابسته به آن در محدوده ای حدود 50 هکتار وسعت پراکنده شده اند که اطلاعات کافی از آنها نداریم و حتی نقشه ساده ای در رابطه با این پراکندگی آثار در دست نیست!

در حدود 15 سال پیش که از کوه صفه و قلعه شاه دژ دیدن می کردم تنوع زیادی از داده های منقول باستان شناسی تعیین بود که متاسفانه حضور افراد نا آشنا در آن منجر به محو شدن این شواهد تاریخی شده و حتی در بعضی قسمت ها نیز کاوش قاچاق اجرا شده که به همان اندازه شناخت محققین را ناقص نموده است. در رابطه با انجام کاوش باستان شناسی تا جایی که آگاه هستم تنها پژوهشکده باستان شناسی کشور مجوز کاوش را صادر می نماید و دیگر سازمان ها حق انجام کوچک ترین کاری در این رابطه ندارند.

در زمینه مرمت های شاهدژ بهتر است با متخصص این رشته تبادل نظر گردد اما از آنجایی که شناخت ما از محل بسیار ناقص است به طور حتم مرمت اجرا شده نیز اشکالات زیادی دارد، علاوه بر این که در پروژه های این چنینی زمان نقش مهمی بازی می نماید و بسیاری از مسائل به خاطر زمان اندک نادیده گرفته می گردد و پشتوانه تحقیقاتی فراموش می گردد.

با فرض صلاحیت و مجوز سازمان نوسازی، آیا به نظر شما فعالیت های عمرانی انجام گرفته توجیه کارشناسی دارد؟

همانطور که گفتم مرحله نخست شناخت از تاریخ این محوطه است که تا وقتی شناختی نسبی فراهم نگردد دیگر فعالیت های عمرانی معنا پیدا نمی نماید. مثال واصح آن ساخت پایه تله کابین روی دیوار قلعه است، این دیوار با وسعت و ویژگی هایی که دارد در نوع خود در کشور بی نظیر است و ساخت پایه تله کابین روی آن نشان می دهد که مجریان امر کوچک ترین احترامی برای میراث فرهنگی شهر قائل نشده اند.

با توجه به شرایط فعلی و وعده بعضی مدیران به توسعه ساخت وسازها نظر و راه حل پیشنهادی شما چیست؟

بی شک توسعه و جذب گردشگر اتفاق بسیار مهمی است و هیچ مخالفتی با آن نیست، اما میراث فرهنگی ما رسالتی بسیار فراتر از جذب کردشگر و درآمدزایی اینچنین را دارند که شناخت هویت و ریشه های ما به شناخت آن ها بستگی دارد. اگر از عنوان اصفهان شهر زیبای خدا استفاده می کنیم و شعار می دهیم هوای اصفهان را داریم و توسعه پایدار شهر برایمان مهم است، چاره ای جز احترام به مواریث فرهنگی نداریم، باید شان آن را حفظ کرد و به شناخت آن یاری کرد، موضوعی که در کوه صفه دیده نمی گردد.

با توسعه شهر، دیگر ارتفاعات اطراف شهر اصفهان نیز در شمار مناطق شهری محسوب می شوند و تبدیل آنها به محل گردشگری قبل از مطالعات همه جانبه باستان شناسی منجر به خطرهای زیادی برای آثارشان خواهدشد. این موضوعی است که مسئولان بایستی از هم اکنون به آن توجه نمایند تا مسائل ایجاد شده در کوه صفه برای آن آثار ایجاد نگردد. شناخت جامعی که گذشتگان ما از کوه ها، رودخانه زاینده رود و دشت اصفهان پیدا نموده بودند همگی در کنار هم باعث بالفعل شدن ظرفیت های شهر شده بود و آن را به یکی از بزرگ ترین و زیباترین شهرهای دنیا قدیم تبدیل نموده بود. هر اندازه از این شناخت فاصله بگیریم و نسبت به آن بی توجه باشیم، زیان های بیشتری بر ما وارد می گردد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 15 فروردین 1399 بروزرسانی: 31 فروردین 1399 گردآورنده: expresblog.ir شناسه مطلب: 918

به "اصفهان تنهاست، شاه دژ تنهاتر" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اصفهان تنهاست، شاه دژ تنهاتر"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید